خرید بک لینک

من غروب سرد چشمان توم
من غرور اشک چشمان توم

+این مزخرفترین شعری بود که میتونستی
برام بگی

- زهر مار ... چرا اونوقت

+ من میگم تو گوش کن

تو طلوع گرم چشمان منی
تو غروب اشک چشمان منی

تو حوالی دلم پر میزنی
تو به رویای دلم در میزنی

من نمیدانم تو که دسته گلی
در بیان خود به من یک اُسگلی

تو که در لبخند من حل میشوی
پس چرا یکدفعه پنچر میشوی

تو نه اسمی نه صفت گنجشک من
غول عشقی در تن گنجشک من

- خیلی بی تربیتی

+ ببخشید قافیه اش اینطوری اومد
ولی تو بد برداشت نکن... وایسا ببینم
چرا تو اول حرفای من جمع میزاری
واسه خودت منها

عشق خوشکل تو: اکی شدی الان؟

کچلِ من: همین که در مالکیت توم
برام یه دنیاست

مریم:عشقی...

به قلم م.دخترچپ دست

برچسب: نویسنده: یاسین زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 10:31

صفحه بندی