بابام واسه مامانم گل خریده ، مامانم میگه : گله؟ بابام میگه: تا نظر کمک داور چی باشه . . ! من و بابام
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
درباره ی چشمانت!!!حال چشمان تو نوشتن نداردهمیشه چشمانت بهانه ی خوبیبرای حرفهای من استچون از چشمانت که میگویمسراپا گوش میشویپلاک طلایادت هست پارسال بهاردسته جمعی با خواهرهای گلترفته بودیم بازاربرام خری
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
خوبه که بقیه ی اشکهات از قلمت بچکهبا قلم یه جورایی ادم خالی میشهبه نظرم اینکه ادم دلتنگ میشهغمگین میشه اشک میشه گریه میشهوقتشه که از طرف خدا یه شعر ناب بهش الهام بشهبه نظر من شعر الهام خداستوقتی می
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
من به دار آویخته امدلتنگی ام راپیدا نیست؟پشت خنده های دختری آرامهمیشه اخمی از جنس خواستنبر وزن عشقبر مبنای توپنهان استو این پیدا نیستاز فضای چشمان دختریمی نویسم که پشت یک لبخندشیک قطره اشک پنهان استو
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
من کبوتر شده ام بی پروا
جَلد احوال توم، بی خبر از شعر سپید
من حریف قَدَر قلب توم
میفهمی؟
حال گیتار مرا در قفسِ سرد تنم
میفهمی؟
من در آئینه چشم تو غزل میخوانم
که بفهمیمنِ سرگشته بغل میخواهم...
ذات عش
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
بار کج دلم به مقصد نمی رسدوقتی خیلی با احساس باشمبااحساس یعنی تا ثریا می روددیوار کجبااحساس یعنیسر بوی قرمه سبزی دادنبااحساس یعنی بی هواگریه کردنبااحساس یعنی دل خوشسیری چندنفس گرم شقایق چندبااحساس یع
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
میخواستم قصه بنویسم برای اینصفحه سفیدتازه خلاقیت هم داشتممیخواستم قصه کودک ...نهاشتباه نکنید نه اینکه مخاطبین منکودک هستن نهبرای کودک درونشان...بعد از دوساعت...تقدیم به کودک درونتانمریم دختر سه ساله
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
من غروب سرد چشمان توممن غرور اشک چشمان توم+این مزخرفترین شعری بود که میتونستیبرام بگی- زهر مار ... چرا اونوقت+ من میگم تو گوش کنتو طلوع گرم چشمان منیتو غروب اشک چشمان منیتو حوالی دلم پر میزنیتو به روی
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
در میان صعود قله ی لبهایتدر وسعت بوسهدشت سرسبز چشمانتکویر تشنه ی سکوتدر چشمه ی چشمانتدر واج آرایی عینعقیده ی عاشقان عاقلعشق بر وزن منطق منتفی ستوای چقدر فلسفی شدمی شود در قله ی قلبت نشست؟؟؟اره چرا نشو
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
یکی از فانتزی های مناینه که از زبان یکی دیگهمطلب بنویسمدیگه اون مطلب درباره خودم باشهتازه از زبان کسی که من رو دوست دارهو این دوست داشتن رو کلامی نمی تونهابراز کنه ماجرای چشمای مریماز یه روز برفی شروع
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور
اینکه من دیوانه ام تقصیر چشمای توعهپُر شدن در شعر نو تقصیر چشمای توعهاینکه در بندت شدم تقصیر لبهای توعهانحصار دست من تقصیر دستای توعهاینکه مریم در جنون تقصیر حرفای توعهاینکه من تب کرده ام تقصیر گرمای
برچسب:
نویسنده: یاسین زارعیپور